گام‌های موفقیت

اولین گام موفقیت: آزاد کردن نیروهای درونی

 

به‌طور مثال وین دایر روانشناس معروف از دل فقر و آوارگی ظهور کرد کودکی‌اش را به دلیل ازهم‌پاشیدگی خانواده‌اش در پرورشگاه گذراند اما به کمک درک و بینش فوق‌العاده‌اش قلمرو دنیای درون را درنوردید و با کشف توانائی‌های باطنی انسان آموخته‌ها و تجربیاتش  را با دیگران قسمت نمود و تا آنجا پیش رفت که تقدیر و ستایش بین‌المللی را برانگیخت و جایزه بزرگ بین‌المللی چکش طلایی را به خود اختصاص داد.

سرگذشت شگفت‌انگیز (کیم  وو –  چونگ) تاجر کره‌ای که در پیروزی‌های صنعتی و بازرگانی کره نقش مؤثر داشته نیز قابل‌توجه است او که رئیس هیئت‌مدیره و مؤسس تشکیلات دوو است در سنین کودکی در کره زندگی بسیار فقیرانه‌ای داشت این وضع سالیان زیادی ادامه پیدا کرد وقتی با زحمت و مشقت خود را به دانشگاه رساند پشیزی در جیب نداشت و مجبور بود ۱۰ کیلومتر فاصله را، از منزل تا دانشگاه را طی دو ساعت پیاده طی کند اما همواره امیدهایی را در سر می‌پروراند و در این فاصله نگاهش را به آسمان می‌دوخت و به قول خودش «تمام عالم مرا در میان بازوانش جای می‌داد» و هیچ‌چیز در ذهنش غیرممکن به نظر نمی‌رسید.

او با نیروی اراده و پایمردی توانائی‌های درونی خود را بکار گرفت و سرانجام موفق شد به‌سرعت را پیشرفت و ترقی را بپیماید و به آرمان‌های خود جامه عمل بپوشاند.

 

چگونه عرفا از توانائیهای درونی خود بهره جستند؟

 

عرفا یکی از مصادیق بارز و شاخص بهره‌گیری از استعداد و توانائی‌های درونی انسان بشمار می‌روند در گلستان سعدی از صاحب دلی سخن می‌رود که شرح کشف و شهود خویش را نمی‌تواند بیان کند و به استعاره می‌گوید:

«یکی از صاحب دلان سر به جیب مراقبت فروبرده بود و در مکاشفت غرق‌شده درحالی‌که از این معامله بازآمد یکی از دوستان گفت: از این بوستان که بودی؟ ما را چه تحفه کرامت کردی؟ گفت: به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم دامنی پرکنم، هدیه اصحاب را، چون پرسیدم بوی گلم چنان مست کرد که دامن از دست برفت» (کلیدهای طلایی موفقیت _ حسین پور آقایی)

 

دیگر از نمودهای توانمندی عرفا کرامت ایشان است در حدیث قدسی راجع به توان و نیروی که خداوند به بنده‌ای ارزانی فرموده این عبارت دل‌نشین آمده است. «ای بنده من، مرا فرمان‌بر تا تو را همانند خویش کنم، من زنده جاوید هستم و ترا نیز چنان خواهم کرد که به هر چیز فرمان دهی انجام پذیرد».

 

از صاحبان کرامت می‌توان از عارف بزرگوار معاصر  مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی  نام برد که نمونه‌هایی ایشان در کتاب (نشان از بینشانها) در دو جلد به چاپ رسیده است.

 

نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص از طریق نظام عصبی واکنش نشان می‌دهند عبارت‌اند از: شعور و آگاهی و قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیت، ایمان، پشتکار و اعتمادبه‌نفس، شادی و نشاط، غم و اندوه، اضطراب، نگرانی، حساسیت، مهر و محبت… هر یک دارای شدت و جهت معینی است که اندازه و جهت آن در افراد مختلف در حالت‌های گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد و این دائم با یکدیگر در تماس بوده و مرتب در درون انسان تغییر جهت می‌دهند. بعضی فعال نیستند و تأثیر زیادی در رفتار ما ندارند، مجموع این نیروها روحیه و عملکرد انسان را شکل داده و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی می‌کند، اگر این نیروها تحت تأثیر محرک‌ها با شرایط ویژه‌ای آزاد و همسو شوند نیروهای عظیمی پدید می‌آید که دارای انرژی خارق‌العاده‌ای بوده و انسان را بسیار نیرومند می‌سازد به‌طوری‌که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن کند، اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد انرژی بیکران آزادشده انسان را در جهت مثبت به‌منظور سازندگی حرکت می‌دهد. شور و شوق و جنب‌وجوش خارق‌العاده‌ای که در برخی از چهره‌های مشهور دیده می‌شود و گاهی تا سر حد عشقی شکوهمند تجلی‌یافته از این قبیل است.

 

از پرفسور حسابی گران‌مایه پرسیدند که: راز و رمز موفقیتش در چیست؟ ایشان پاسخ دادند که: «انسان باید به کار و هدفش عشق بورزد و عاشق آن باشد و بسیاری از آدم‌ها راه و رسم این کار را بلد نیستند.»

 

دکتر وین دایر در تشریح تصویر یک شخصیت سالم می‌نویسد:

 

«داشتن انرژی سرشار و قابل‌ملاحظه از ویژگی‌های شخصیت سالم است، شور زندگی در وجودش موج می‌زند، عشق و اشتیاق انرژی پر غلیانی را در او متمرکز می‌کند و او را به چنین تکاپویی وا‌می‌دارد، ساعات کمی را به خواب اختصاص می‌دهد و مفهوم خستگی و بی‌حوصلگی و کسالت را نمی‌فهمد. مجموعه رویدادهای زندگی‌اش حاصل احساس، اندیشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتی اگر در زندان باشد فکر خود را به‌صورت خلاق بکار می‌اندازد تا با استفاده از اوقات از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»

 

به قول آنتیگون سوفوکل : «شگفتی‌ها زیادند اما هیچ‌کدام شگفت‌انگیزتر از انسان نیستند».

بررسی زندگی این چهره‌های تابناک نمایانگر آن است که عامل ایجاد انگیزه و به حرکت درآوردن قوای درونی آن‌ها اغلب یک عنصر ساده مانند شنیدن یک جمله یا کلام اثربخش، خواندن یک کتاب ارزنده، یک ملاقات فراموش‌نشدنی و دیدن یک رویداد عبرت‌آموز و یا یک جرقه ذهنی است و این شعله در عده‌ای دیگر از طریق استاد، مراد، پیر، معشوق، والدین یا از راه تربیت و ممارست و خلاقیت مستمر و طولانی افروخته می‌شود. آتش درون زیاد پیچیده و دشوار نیست آنچه به‌مراتب سخت و دشوار است «حفظ و روشن نگه‌داشتن این است» شاهکاری که انسان‌های ارزشمند در پهنه تاریخ بشریت انجام داده‌اند این است که این شعله را همیشه روشن نگه داشتند و در پناه نور و گرمای آن آثاری به‌یادماندنی از خود به‌جا گذاشته‌اند. پس مراقب نیروهای درونی خود باشید. به‌طور مثال: شما تصمیم  می‌گیرید کاری انجام دهید نیروی اراده شمارا به‌طرف انجام آن سوق می‌دهد اگر به این کار علاقه‌مند باشید نیروی ذوق و شوق شما با آن همراه می‌شود اما در مقابل سه نیروی قدرتمند دیگر جلو آن را می‌گیرد.

  1. نیروی مسامحه و تنبلی
  2. ضعف و کسالت روحی
  3. نیروی عذرو بهانه‌تراشی

 

این سه نیرو آن‌چنان به هم گره می‌خورند که ممکن است شمارا از انجام کار موردعلاقه‌تان بازداشته و بر نیروی علاقه و اراده چیره شوند. در جریان کار وزندگی نیروهای درونی گاهی در جهت مثبت و سازنده و گاهی در جهت منفی و بازدارنده با یکدیگر هم‌پیمان می‌شوند حافظ این نکته را در کمال زیبایی چنین می‌سراید.

 

حسنت به‌اتفاق ملاحت جهان گرفت               آری به‌اتفاق جهان می‌توان گرفت

 

متأسفانه بیشتر اوقات این همبستگی در جهت منفی است تا مثبت به همین دلیل چهره‌های برجسته و ممتاز در مقابل جماعت افسرده، خشمگین، مضطرب و تبهکار در اقلیت‌اند وگرنه دور از انتظار نبود که زمین به بهشت موعود به تبدیل شود.

 

آیا تابه‌حال با خود فکر کرده‌اید که چگونه یک انسان سالم و باانرژی ناگهان تبدیل به موجودی ضعیف، کسل و اندوهگین می‌شود؟ بله به این دلیل که نیروهای منفی در اثر محرک‌های ویژه‌ای ناگهان با یکدیگر اتفاق نموده و شمارا از کار و تلاش و کوشش بازمی‌دارند.

 

زمانی که نیروهای منفی به هم پیوند می‌خورند دارای چنان قدرتی می‌شوند که به‌آسانی نیروهای مثبت را خنثی می‌کنند و یا در خدمت خود می‌گیرند سپس این نیروها صاحب خود را تحت اختیار خود گرفته و هرگونه اراده‌ای را از وی سلب می‌کنند و شمارا با اندوهی مبهم و حالتی نومیدانه روبرو می‌سازد.

 

از دیگر نتایج پیوند نیروها در جهت منفی پیدایش ویژگی‌ها و عادات زیان‌بار مثل: کینه، حسادت، تجسس، بدقولی، بدحسابی و … در انسان است.

 

دومین گام موفقیت: خود را بشناسید و تواناییهای خود را ارزیابی کنید

ابتدا نیروهای درونی را آزاد نموده و سپس در جهت مثبت به کار بگیرید با این کار نیروی درونی بسیار قدرتمند شده و قادر خواهید بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را به دست‌گیرید.

الف) درجایی خلوت و آرام قرارگرفته و ندای درونی خویش را گوش کنید و به پرسش‌ها و چون‌وچراهای درونی که پاسخ نداده‌اید، پاسخ مناسب را بیان نموده و بنویسید.

ب) در درون خودتان سیر کنید، گره‌های خود را کشف کنید و با زبان دل صحبت کنید.

پ) نیروها و خصوصیات مثبت و منفی خود را تشخیص دهید، رشته‌های ارتباطی آن‌ها را پیداکرده، شناسایی کنید و آن‌ها را از هم جدا نمایید.

ت) موانع را شناسایی نموده و در ذهنتان از بین ببرید، در ذهنتان هر کاری که می‌خواهید انجام دهید و به مقدار لزوم تکرار کنید .

ث) نیروهای خود را برای موفقیت در کار موردعلاقه‌تان متمرکز کنید.

 

حال این پرسش پیش میآید که جهت مثبت چه جهتی است. چگونه میتوانیم به آن پی ببریم؟

 

جهت مثبت جهتی است که ضامن خیر و سعادت بشر باشد و او را در هر شرایطی یاری دهد و همیشه قابل‌اعتماد باشد که این جهت چیزی جز سرچشمه و منبع نیکی، خیر، سلامت و سعادت ابدی نیست و بدین ترتیب نیروهای درونی انسان و منشأ. مبدأ هستی پیوندی لازم می‌آید که ضامن رستگاری و توفیق جاوید است.

بنابراین ارتباط با خداوند هستی‌بخش و خالق کائنات می‌تواند تکیه‌گاهی محکم و مطمئن برای بکار گیری نیروهای نهفته درونی انسان باشد، این‌که می‌بینیم مردان خدا، مؤمنین، علماء و دانشمندان از نیروی شگرف برخوردار بوده‌اند به همین دلیل است.

 

ابوعلی سینا در رساله خود این نکته را چنین بیان کرده است: «بدانید که هرگاه در خاطر خود جمالی تصور کنید که هیچ زشتی با او نیامیزد و کمالی که هیچ نقصی پیرامون آن نگردد او (حضرت حق) را آنجا یابید همه جمال‌ها به حقیقت از اوست، سرچشمه همه نیکی‌ها و مظهر همه سخاوت‌ها است هر که خدمت او کرد سعادت ابدی یافت و هر که از او اعراض کرد خسر الدنیا و الاخره شد». یکی از دلایلی که ما به خیلی از خواسته‌ها و اهدافمان نمی‌رسیم این است که قوا و نیروهای خود را متمرکز نمی‌کنیم. نقطه تمرکز بسیار مهم است و باید درجایی واقع شود که بیشترین اثربخشی را داشته باشد. ادیسون یکی از چهره‌هایی است که به نحو شاخصی نیروهای خود را متمرکز نمود و خدمات ارزنده‌ای را به بشریت تقدیم کرد. او با بکار گیری و تمرکز توانائی‌های درونی به افتخارات زیادی در طول حیات علمی خود نائل آمد و تا آخرین روز حیاتش دست از تلاش جستجو برنداشت.

 

نظری به انسان‌های پیشرو، و موفق تاریخ نشان می‌دهد که آن‌ها توانسته‌اند از امکانات وجودی خویش به‌خوبی استفاده کنند.

 

«کیم- وو- چونگ»   می‌نویسد: «طبق بررسی‌های انجام‌شده انسان تنها ۱۰ درصد از استعداد نهائی خود را بکار می‌گیرد چنانچه ما از ۲۰ درصد استعدادهای خود استفاده کنیم همه نابغه خواهیم شد و اگر ۳۰ درصد از استعدادهایمان را بکار گیریم قهرمانان بزرگی می‌شویم».

 

ادیسون برای هر اختراع خود دستگاه ابداع‌شده را گاهی تا ۲۰۰ مرتبه یا بیشتر آزمایش می‌کرد ولی باپشتکار زیاد استعداد نهائی خود را رشد داد و نبوغ خفته درونش را بیدار کرد. احتیاط کنید که در دام عذر و بهانه و توجیه‌ترشی گرفتار نشوید شما بدون غالب شدن خود نمی‌توانید فاتح دیگران باشید.

 

«آنتونی رابینز» که به تحقیق درباره توانائی‌های فکری و جسمی انسان می‌پردازد معتقد است که شرط اساسی برای کسب موفقیت توانایی در عمل است که او آن را توان فردی نامیده است. رابینز می‌گوید: «شما باید محدودیت‌های ساخته ذهن خود را از میان‌بر دارید، احساساتتان را نسبت به خود تغییر دهید تا رمز تسلط بر اعمال خود را بیابید و دنیای خود را کشف کنید شرط اساسی برای کسب موفقیت توانایی در عمل است که من آن را توان بردی نامیده‌ام، و آنچه باعث تفاوت آدم‌ها با یکدیگر

می‌شود و برنده و بازنده را جدا می‌کند توان فردی است.»

 

تنها با عمل و پشتکار می‌توان رؤیاهای خود را به حقیقت تبدیل کرد بسیاری از مردم پیشرفت اشخاص موفق را ناشی از هوش و استعداد می‌دانند اما بامطالعه شرح‌حال آن‌ها به این نتیجه می‌رسیم که عامل اصلی موفقیت آن‌ها پشتکار و ایستادگی در عمل است آن‌ها به دیدگاه‌های خود ایمان‌دارند و وارد عمل می‌شوند و درنتیجه استقامت به پیروزی می‌رسند.

 

ضرب‌المثل معروف می‌گوید:

«رهبران اهل مطالعه‌اند برای پیشرو بودن باید مطالعه کرد».

 

سومین گام موفقیت: آینده خود را با اهدافی واضح و روشن پایهریزی کنید.

 

(آینده خود را با اهدافی واضح و روشن و منطقی پایه‌ریزی کنید). انسان‌های موفق انسان‌هایی هستند که آگاهانه و هوشیارانه هدف‌های واضح و روشنی برای خود برمی‌گزینند و تمام توان خود را در آن را بسیج می‌کنند تا بدان برسند و این نخستین گام پیروزی و موفقیت است. اگر در دریا مقصدی نداشته باشد هیچ بادی به نفع او نیست و انسان بی‌هدف مانند کشتی بدون راهنماست. با هر نسیمی که در دریا می‌وزد کشتی به سویی روان می‌شود، این بادبان است که به کشتی جهت می‌دهد نه باد. همان‌گونه که بادهای مناسب دریایی کشتی را به ساحل مراد هدایت می‌کند دستگاه روح و جان ما در زندگی راه‌های مناسب را انتخاب و ما را به‌سوی اهداف تعیین‌شده می‌راند.

 

«رؤیاها و آرزوهای خود را به هدف تبدیل کنید»

 

کیم – وو- چونگ در این رابطه می‌گوید: «تاریخ متعلق به افراد صاحب هدف است تنها ملت‌هایی که سعی دارند به تفکرات و اهداف خود واقعیت ببخشند قادرند پیش‌قراولان تاریخ باشند».

اهداف شما باید به زلالی آب چشمه درعین‌حال شکوهمند و عظیم باشد شما باید بتوانید جهانی را در قلوب خود جای دهید و آرزوهایتان باعظمت و شکوه آسمان باشد.»

 

برای رسیدن به موفقیت:

۱)       هدف خود را مشخص کنید و از قدرت تجسم برای اندیشیدن به اهداف خود استفاده کنید

۲)       هر طور شده قدمی در جهت هدف‌ها بردارید. آری قدم‌های کوچک نتایج بزرگی در پی دارد.

۳)       هدف‌های بعدی خود را مشخص کنید.

 

هدف مانند قله‌ای است که فتح می‌شود مادامی‌که کوهنوردان در نوک قله قرار دارد غریو شادی و سرورشان به آسمان بلند است و لحظاتی در اوج خوشحالی و نشاط هستند هنگامی‌که کار دیگری ندارند انجام دهند به پایین سرازیر شده و احساس فروکش می‌کنند وقتی به پایین می‌رسند گویی هیچ اتفاقی نیفتاده زیرا هدف آن‌ها به پایان رسیده، در این مرحله بی‌درنگ باید هدف بعدی و عالی‌تری را تعیین نمایند وگرنه انگیزه خود را از دست می‌دهند و احساس می‌کنند که به خط پایان رسیده‌اند.

 

چهارمین گام موفقیت: نیروی عظیم و شگفتآور مغز خود را بکار گیرید.

 

بررسی‌های مکرر نشان داده است که صاحبان مغزهای بزرگ ازهردو سوی  مغزشان (نیمکره راست و چپ) استفاده می‌کنند یکی از نمونه‌های بارز آن لئوناردو داوینچی است که به بسیاری از علوم و هنرها احاطه داشته و یا ابنسینا و فارابی که گنجینه‌ای از علوم و معارف گوناگون  بوده‌اند. مغز هر یک از ما به‌طور استثنائی و بالقوه دارای استعدادهای نهفته علمی وهم استعدادهای بالقوه هنری است آرامش را نیز پایه گسترش نیروهای فوق‌العاده فرد به‌حساب آورد همه چهره‌های برجسته از این حالت به‌خوبی استفاده می‌کنند از این حالت تحت نام‌های حالت آلفا، وارهیدگی، تن آرامی، مراقبه و ریلکس نیز یاد می‌شود.

 

پنجمین گام موفقیت: ضمیر ناهشیار خود را برنامهنویسی کنید.

 

تلقین درواقع نوعی برنامه‌نویسی برای مغز است. بین این برنامه و عملکرد ناشی از آن‌یک رشته عملیات بسیار پیچیده وجود دارد. فرایند پیوستن تلقین به واقعیت جریانی است که اجرای آن را ضمیر ناخودآگاه به عهده دارد حال ببینیم چه عواملی قدرت تأثیر و اثر تلقینی ارتباط کلامی را در شرایط ویژه‌ای افزایش می‌دهد و می‌تواند به‌خوبی در آن جای گیرد؟

۱) کلام دل‌نشین

افلاطون دریکی از گفتگوهای خود شرح می‌دهد برای شفای تن یا روان ابتدا باید از کلام دل‌نشین و گفتار شیرین و یکنواخت که القاء کننده حالت آرامش و صفا و تمرکز عالی ذهن و راحت روان باشد آغاز کرد.

۲) اطمینان بخشی

یعنی پیام یا کلام حاوی برهان و دلایل محکم و اطمینان‌بخش باشد به‌طوری‌که اطمینان خاطر به وجود آورده و شک و شبه را از بین ببرد.

۳) تن آرامی

چون بین جسم و روح ارتباط دائمی و تنگاتنگ برقرار است پس برای اینکه روان آسوده و آماده پذیرش و راحت باشد تن ما نیز باید چنین باشد و بالعکس.

بنابراین در این در حالت قدرت اثربخشی کلمات و پیام آن‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد.

۴) توجه و تمرکز

اگر توجه به یکی از عناصر پیام متمرکز گردد عناصر دیگر ناخودآگاه می‌توانند جذب و دریافت گردند و تمرکز بر روی یک پیام قدرت نفوذ آن را افزایش می‌دهد.

۵) تمرین و تکرار

تکرار به تقویت فرآیند نفوذ کمک می‌کند تا آنجا که پیام به مغز راه یابد و به نگرش یا بینش درونی منجر شود.

۶) شور و هیجان

هر نوع حالت احساسی که توأم با شور و هیجان باشد درصورتی‌که با یک رفتار مناسب توأم شود اثر آن به‌شدت افزایش‌یافته و تا مدت‌ها پایدار است و یادآوری آن نیز باعث تقویت می‌شود. حرکات و حالت‌ها نیز می‌توانند در انتقال غیرکلامی پیام بسیار مؤثر باشند.

۷) باور و اعتقاد

اگر پیام از روی ایمان صادر شود و از تمام وجود سرچشمه بگیرد اثر نفوذ آن به‌شدت افزایش می‌یابد. باور و عقیده محکم و استوار دارای چنان قدرتی است که به سخن خاصیت الهام و نبوغ می‌بخشد به همین سبب کلام پیامبران الهی و رهبران دینی در اعماق قلب پیروان آن‌ها نفوذ می‌کند.

 

ششمین گام موفقیت: تصویر ذهنی خوب و درخشانی در سر بپرورانید.   

 

ذهن انسان جهان شگفت‌انگیزی است که بسیاری از پژوهشگران را به خود مشغول داشته است و تصاویر ذهنی، بخش مهمی از دنیای درون ما را تشکیل می‌دهد. تأثیر این تصاویر روی سیستم عصبی پس از تجزیه‌وتحلیل و پردازش در مغز معمولاً در ذهن ایجاد بار مثبت یا منفی می‌کند و متناسب با آن دستورات لازم جهت ایجاد واکنش از مغز به اندام‌ها صادر می‌گردد بنابراین ذهن محل تجمع بارهای مثبت و منفی از اثر تصویرهای ذهنی است که اگر بین این بارها تناسب برقرار باشد ما روحیه متعالی خواهیم داشت و اگر بار ذهنی ما مثبت باشد و میل به تلاش و حرکت داشته باشیم از روحیه خوبی برخورداریم و اگر بار ذهنی‌مان  منفی باشد، و میل به تلاش نداشته باشیم، روحیه ما ضعیف و نگران‌کننده است.

 

لئوناردو داوینچی در دوازده‌سالگی زمانی که به سببی وی را تحقیر نمودند با خود چنین پیمان بست: «من قول می‌دهم روزی یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان جهان شوم و با پادشاهان رفت‌وآمد کنم و با شاهزادگان هم‌نشین باشم » و به‌راستی چنین شد.

 

می‌گویند: ناپلئون هنگامی‌که هنوز جوانی بیش نبود نقشه عالم را در ذهن تجسم می‌کرد و خود را می‌دید که بر آن حکم‌فرمایی می‌کند، بر سپاهیانش فرمان می‌راند و هنگامی‌که بزرگ شد به همه‌جا لشکر کشید. برادران رایت نیز نیروی تخیل خود را صرف ساختن هواپیما کرده و سرانجام موفق شدند.

 

نیل آرمسترانگ فضانورد مشهور در کودکی همواره خود را در آسمان‌ها می‌دید و تجسم می‌کرد که در دل ابرها به پرواز درآمده است و نخستین کسی بود که پا به کره ماه گذاشت.

 

هفتمین گام موفقیت: افزایش بهرهوری به نحوه مطلوب

 

۱) باور و اعتقاد راسخ داشته باشید که در هر شرایط و موقعیتی می‌توانید تغییراتی در خود و محیط کارتان به وجود آورده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشید.

۲) نیروهای خود را آزاد نموده و آن‌ها را متمرکز کنید، هماهنگی و متمرکز ساختن نیروهای مثبت و سازنده قدرت خارق‌العاده‌ای را به شما می‌دهد و شمارا در جهت تحقق اهدافتان یاری می‌دهد.

۳) برای پیشرفت و موفقیت قدم‌های کوچک ولی در راستای هدف‌های مهم و اساسی خود بردارید.

۴) هدف‌هایتان باید واضح و روشن باشد و مثل چشمه‌های زلال آب برایتان درخشنده باشد.

۵) تمام سعی و تلاش خود را در جهت تداوم فعالیت‌ها و بهبود دائمی کیفیت زندگی خود بکار بندید. از حرکت حتی لحظه‌ای از پا نایستید و در هرلحظه کاری مثبت انجام دهید.

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

درباره من

طیبه معاشرتی

داشتن یک جامعه‌ی موفق آرزوی همیشگی من است

تازه ترین نوشته ها